ناقص العقل خواندن از جانب بعضی حلقهها یا هم گروههای که به خطا رفته اند.
خداوند زنان را در عرصه مکلف بودن به مسئولیتهای دینی، همچون عقل مردان عقل داده و ایشان را عقیل آفریده و استعدادهای فکری و ذهنی و درک و معرفت اشیاء آنها به هیچ وجه چیزی از مردان کم ندارد.
بدین صورت زمانی که خداوند قضای نماز ایام قاعدگی را از آنها ساقط گردانیده، همین ساقط گردانیدن به خاطر کامل شدن تکلیف آنها بوده و همان اجر و پاداش عبادت مردان را به دست خواهند آورد.
گاهی شنیده میشود که برخی میگویند ـ متأسفانه در برخی از کتابها چنین چیزی را میتوان یافت ـ «دین و عقل» زنان ناقص است یا زنان ناقص العقل اند. به دلیل فهم نادرست حدیثی است که امام مسلم آن را روایت نموده است. (شرح المسلم للنوی: ج 2، ص65-60.)
از عبدالله بن عمر (رضی الله عنه) روایت شده است: «… در میان زنانی که عقل و دینشان ناقص است، کسی را به اندازه تو عاقل و اندیشمند ندیدهام. زنی گفت: نقصان عقل و دین چگونه است؟ گفت: دلیل ناقص العقل بودنشان آن است که شهادت دو نفرشان به اندازه شهادت یک مرد است و دلیل نقصان دین آنها هم این است که روزهایی را (در ماه) نماز نمیخوانند و گاهی روزهایی از ماه رمضان را هم روزه نمیگیرند».
لازم به توضیح است که: این قضیه به خلقت و آفرینش زنان و حکمت خداوند برمیگردد و در این مورد زنان هیچگونه تقصیری ندارند و گناهی متوجه آنها نیست؛ زیرا خداوند خود آنان را به نوعی آفریده که دچار قاعدگی میشوند و هرگاه که دچار این عذر بشوند براساس هدایت شریعت اسلام است که از خواندن نماز و گرفتن روزه خودداری مینمایند. و در ارتباط با شهادت و گواهی دادن آنها به این دلیل دو نفر زن شهادتشان به اندازه شهادت یک مرد است که غالباً از نیروی احساسات و عاطفه بیشتر و تجارب اجتماعی و اقتصادی کمتری برخوردارند.
از طرف دیگر مقصود از ناقص العقل خواندن زنان، نقص و عیب جسمی مادی و خلقتی نیست؛ بلکه همچنان که گفته شد، به خاطر غلبه روحیه احساسی و عاطفی و کمبود تجربه و عدم خبرگی او در زمینه مسایل اجتماعی بیشتر آنهاست و به همین خاطر برای تکمیل ضعف آگاهی و غلبه بر عاطفه به خانمی دیگر نیاز پیدا مینماید، تا مسایلی را که روی داده و قرار است در مورد آن شهادت بدهد، به او یادآوری نماید. خداوند متعال میفرماید:
[أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى] (البقره: 282)
ترجمه: {تا اگر یکی از آنها دچار اشتباه شد، آن یکی او را یادآوری نماید.}
اما نقصان دین در اینجا به خاطر عارض شدن «حیض و نفاس» است که به خاطر آنها نمیتواند همگام با مردان به عبادت بپردازد. در واقع این نقص، نقصی و کمبود به آن معنا که مورد نظر بعضی است به شمار نمیآید؛ زیرا اراده آفریدگار است و زنان را در آن تقصیری نیست.
در واقع این حدیث آنها را ترغیب مینماید تا در ایامی که دچار قاعدگی نیستند آن کمبود زنان قاعدگی را به وسیله ذکر و دعا و نماز مستحب و کارهای خیر و خدمت جبران نمایند، و در واقع میتوان زنان را در حال قاعدگی که نماز نمیخوانند و روزه نمیگیرند، به نرفتن بیمار به نماز جماعت و واجب نبودن نماز جمعه به مسافران و بیماران تشبیه کرد. از طرف دیگر زنان براساس تکلیف شرعی است که در آن ایام نماز و روزه را ترک میکنند و در واقع نماز و روزه در آن مدت بر آنها حرام است و تکلیفی متوجه آنها نیست و طوری نیست که با میل و اختیار خود آنها را ترک کرده باشند.
هیئت دایمی افتا کشور سعودی در خصوص حدیث فوق چنین اظهار نظر کرده اند:
“شریعت اسلامی جایگاه زن را بالا برده و آن را در جایی كه شایستهی آن است قرار داده تا این گونه از كرامتش پاسداری نماید. شریعت، شوهر و ولی زن را مكلف نموده تا مخارج او را تامین كنند و به خوبی از او سرپرستی نمایند و به نیكویی با او رفتار شود. خداوند متعال می فرماید: [وعاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ] ترجمه: {و با آنان به شایستگى رفتار كنید}.(النساء: 19)
از پیامبر (صلی الله علیه وسلم) روایت است كه فرمود: [خَیرُكُمْ خَیرُكُمْ لأَهْلِهِ، وَأَنَا خَیرُكُمْ لأَهْلِى] ترجمه: {بهترین شما كسانی هستند كه از نظر رفتار و اخلاق و مهربانی با زنانشان بهترین باشند و من از همهی شما رفتار بهتری با خانوادهام دارم.} (ترمذی: 3895 و ابن ماجه: 1977)
اسلام همه حقوق و تصرفات شرعی را كه مناسب با شخصیت زن است به زن داده، چنانكه خداوند میفرماید: [وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَیهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللَّهُ عَزِیزٌ حَكِیمٌ] ترجمه: {و زنان از همچون حقى كه (شوهران) به طور شایسته بر آنان دارند، برخوردارند و مردان بر آنان (به مرتبتى) برترى دارند و خداوند پیروزمند فرزانه است.} (البقره: 228)
یعنی در معاملات مختلف از قبیل خرید و فروش و صلح و وكالت و عاریت و ودیعه و… مانند مردان هستند. همچنین عباداتی كه مناسب زن است بر زن واجب گردانیده مانند: طهارت، نماز، روزه، زكات و حج.
اما شریعت اسلامی در ارث سهمیه زن را نصف سهمیه مرد قرار داده است؛ چون زن مكلف نیست كه مخارج خود و خانه و فرزندانش را بپردازد؛ بلكه این مرد است كه به تهیه این هزینهها مكلف گردیده است.
همچنین در شریعت اسلامی شهادت دو زن برابر با شهادت یك مرد است؛ اما فقط در بعضی موارد؛ زیرا طبعاً زن دچار فراموشی میشود، زیرا در معرض عادت ماهیانه، حاملگی، وضع حمل و تربیت فرزندان قرار دارد و همه این موارد خاطر او را مشغول میكند، از این رو شریعت میگوید: باید دو زن باشند كه شهادت دهند، تا بهتر و دقیقتر شهادت دهند. اما در امور ویژه زنان شهادت یك زن كفایت میكند مانند رضاع، عیبهای نكاح و غیره.
زن و مرد در پاداش در برابر ایمان و عمل صالح و حیات طیبه در دنیا و پاداش فراوان در آخرت برابر هستند؛ خداوند متعال میفرماید: [مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیینَّهُ حَیاةً طَیبَةً وَلَنَجْزِینَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا یعْمَلُونَ] ترجمه: {هر كس در حالى كه مؤمن است كار شایسته انجام دهد، مرد باشد یا زن، او را به زندگانىاى پاك زنده مىداریم و پاداششان را به (حساب) نیكوترین آنچه مىكردند، به آنان مىدهیم} (النحل: 97).
پس زن حقوقی دارد و واجبات و وظایفی بر عهده او هست، همانطور كه مرد از یك سو حقوقی دارد و از سوی دیگر واجباتی بر او هست، و كارهایی هست كه مناسب مردان میباشند و منوط به مردان است؛ چنانكه اموری هست كه مناسب زنان میباشند و منوط به زنان است. بنابر آن این ناقص العقل خواندن زنان و یا اینکه زنان در دینداری ضعیف اند اشتباهی بیش نیست و خداوند متعال به علم و آگهی این فارقه (کسانیکه زنان را ناقص العقل میخوانند) بیافزاید.
(فتاوی اللجنة الدائمة للبحوث العلمیة و الإفتاء: 17/6- 8)
(دایرةالمعارف شبکه اسلامی)