آتئیست گفت : اگر خدا وجود دارد چرا جلو فقر، را نمی گیرد ؟! فقر و تنگ دستی، موج میزند، پس خدا وجود ندارد.
گفتم : آیا همه ی ثروتمندان به جای برج سازی و …نمی توانند فقیر ها را از این عذاب نجات دهند ؟!
گفت : بلی میتوانند.
گفتم : پس هیچ ثروتمندی وجود ندارد.
مثال : شما یک تاجر هستید در کشور اروپایی زندگی میکنید خانه، موتر، همه چیز دارید در بانک نیز هزاران دالر دارید آیا شما نمیتوانید نیم سرمایه تان را به یک فقیری ببخشید ؟!
گفت : بلی میتوانم ببخشم !!
گفتم : شما میتوانید ببخشید ولی نمیبخشید پس وجود شما هم ثابت نیست شما هم وجود ندارید.
سپس گفتم : شما منتقدین برهان شر اصلا به خود مختاری انسان توجه ندارید، همیشه میگویید : اگر انسان ها آزاد خلق شده اند پس انسان هر چه می خواهد انجام دهد و خداوند اصلا حق دخالت ندارد !!
اما در ادامه می گویید چرا خداوند جلوی فقر و تنگ دستی انسان ها را نمی گیرد ؟! مگر این دو انتقاد تان با هم در تناقض قرار ندارد ؟!
مگر احکامی که خداوند صادر کرده است به معنای خواستن برای جلوگیری فقر نیست! پس چیست ؟!
۱ : خداوند میفرماید : فقراء و مساکین را اطعام کنید
۲ : خداوند میفرماید : زکات تان را پرداخت کنید.
۳ : فرستاده خداوند فرموده است : اگر همسایه تان گشنه باشد، وخودتان سیر بخوابید، از ما نیستن.
۴ : و همچنان خداوند برای متوجه ساختن انسان ها صحنه قیامت را در قرآن کریم بار ها بار ها ذکر میکند مثال : در روز قیامت از بعض جهنمیان پرسیده میشود علت جهنمی شدن شما چیست ؟!
میگویند : (( و لم نک نطعم المسکین )) ما مساکین را اطعام نمیکردیم پس چرا شما به حکم خداوند توجه ندارید ؟! از نعمت خداوند میخورید، مینوشید، به احکامات خداوند عملی نمیکنید و بعد هم انگشت انتقاد را بسوی خداوند بالا میکنید ؟!
(( کجایش انصاف، است ))
دوباره تکرار میکنم احکامات که خداوند برای جلو ظلم و فقر نازل کرده است به معنای خواستن برای جلوگیری فقر نیست پس چیست ؟!
(( به مشت اقبالی خطاب به آتئست ها ))
تو میگوئی که من ھستم، خدا نیست
جھـــان آب و گـــل را انتھـــا نیســـت
ھنـــوز ایـــن راز بـــر مـــن ناگشـــود اســـت
کــه چشــمم آنچــه بینــد ھســت یــا نیســت
✒ : حافظ عبدالفتاح
