تربیه اولاد از بزرگترین واجبات پدر و مادر است
يكي از هموطنان عزيز ما از كابل چنین سوال نموده:
اگر لطف کنید در باره تربيه اطفال ومسئوليت پدران روشني بيندازيد؟
الحمد لله والصلاة والسلام على رسول الله وبعد،،،
همه ميدانيم كه تربیت پسران و دختران از بزرگترین فرائض بر پدران و مادران است و همانگونه که پدر مسئول تربیت اولاد و پاسداری از دیدگاه بدنی است همزمان مسئول تربیت و اصلاح شان از دیدگاه روحی و اخلاقی نیز میباشد و آن به اینکه به اندازة توانش بکوشد در پاکی و نفوس و اصلاح اخلاق و بنده سازی آنان برای پروردگار و خالق شان و غرس نهال ایمان در دلهای شان از کودکی نقش خود را بدرستی ایفا کند؛ زیرا ایمان به خداوند تعالی نخستین وجیهه ای است که بر دوش شان میباشد بلکه همین خود هدف وجود و سبب سعادت و رستگاری شان در دنیا و آخرت آنان میباشد.
نویسندگان و خطیبان از احسان به پدر و مادر بسیار صحبت میکنند و باید هم چنین کنند؛ زیرا احسان به پدر و مادر از لازمترین فرائض است اما احسان به آنان جز با عنایت و توجه به فرزندان و پرداختن به تربیت نیک و آماده سازی شان تحقق نمییابد.
چه هر اندازه که فرزند صالح تر و بر راه راست استوار باشد، به همان اندازه به ادای حقوق خداوند و حقوق بندگانش که از مهمترین آن احسان به پدر و مادر است، اشتیاق و حرص بیشتری از خود نشان میدهد.
رابطه و پیوند میان پدران و فرزندان، رابطه ای است متبادل که از هر دو سوی با هم هماهنگ در حرکت است و به هر اندازه که فرزند احساس کند والدینش به او اشتیاق و لطف و مهربانی دارند و برایش زحمت میکشند، به همان اندازه به آنان احسان و اخلاص داشته و تلاش میورزند حقوق شان را ادا کنند.
اما هرگاه فرزند احساس کند که پدرش بر او ستم نموده از او رویگردان بوده و به او توجه و عنایت نمی ورزد یا آنکه با تجارت و اموال خود از تربیت و اصلاح حال او گرفتار است یا اینکه با سفرهای بسیار خویش آنان را خسته می کند یا به زن دیگر و فرزندانش مشغول است. در تمام این موارد، علاقه و پیوند او با پدرش سست و سرد می شود؛ زیرا او از شفقت پدر و گرمی عشق و محبت و دوستی اش بهره مند نبوده است. حالت مادر نیز چنین است؛ زیرا هرگاه او فرزند خود را به حال خود گذاشته و وظیفة خود را در خدمت و رعایت حال او فروگذاشته کار او را به خادمه و پرستار گذاشته، بیشتر وقت خود را دور از خانه و فرزندانش گذاشته، نباید از فرزندانش امید نیکی و احسان داشته و از نافرمانی آنان و کوتاهی شان در مورد خویش تعجب نماید.
چه شخص آنچه را کشت کند می درود و انسان نمی تواند از خار انگور به دست آورد که پاداش از جنس عمل است و پشه خود بر خود ستم روا داشته است.
از اینرو، وظیفة پدر از دیدگاه شریعت و مصالح دنیوی و اخروی اش این است که به فرزندش عنایت ورزیده و تمام کوشش خود را در رعایت و پاسداری از آنان و پرورش نیک شان صرف نماید.
اولاد، کشت پدران و میوة دلهای شان اند. از اینرو، هرگاه پدر در پاسداری و نگهبانی از کشت خویش توجه و اهتمام نموده و آن را از آفاتی که فاسد یا نابودش میسازد، نگهدارد، این کشت به فرمان خداوند صالح و شایسته و ثمربخش و مفید به بار خواهد آمد.
پیامبر صلى الله عليه وسلم میفرماید: (و ما من مولود إلا یولد علی الفطره، فأبواه یهودانه أو ینصرانه، أو یمجسانه)
«هیچ کودک نوتولدی نیست مگر آنکه بر فطرت (ایمان و هدایت) زاده می شود و سپس پدرو مادرش او را یهودی یا مسیحی یا آتش پرست می گردانند».
از این رو، کودک نوزاد بر توحید و فطرت سلیم قابل پذیرش خیر زاده می شود و او دربرابر پدرش چون خمیر نرمی است که هرگونه خواسته باشد او را به همان صورت و مشکل درمی آورد و چونان آئینه بلور و صاف است که هر نقشی در آن رسم کرده می تواند.
بنابراین، هرگاه از کودکی با خیر سروکار پیدا کرد و بر آن پرورش یافت، بر آن خوی گرفته و نشو و نما می یابد؛ زی را او با فطرتی که خداوند مردم را بر آن آفریده، هم آهنگ حرکت می کند بلکه همین فطرت به سبب اهمال و فروگذاشت و تربیت نادرست منحرف می شود.
چه نیکو سروده شاعر آنجا که می گوید:
و ینشأ ناشبیء الفتیان فینا «جوانان نوپا درمیان ما بر همان خوی
علی ما کان عوّده أبوه و خصالی که پدرش او را بدان عادت داده،
نشو و نما و تربیت می-شود» .
ودرعبادت وتربيه شان به اساس عقيده توحيد توجه زياد صورت كيرد:
وفرموده رسول خداصلى الله عليه وسلم است : (مروا أولادکم بالصلاه و هم أبناء سبع سنین، و اضربوهم علیها و هم أبناء عشر، و فرقوا بینهم فی المصناجع)
«فرزندان خود را در هفت سالگی به نماز امر کنید و در ده سالگی آنان را بر ترک آن بزنید و خوابگاه-های آنان را از هم جدا کنید».
از اینرو، مسئولیت تربیت فرزندان شان را بر ادای نماز و حرمت و تعظیم آن بر دوش پدران نهاده و اینکه آنان را از اسباب فساد اخلاقی بدور داشته.